درهم

دکترا گفتن که دیگه رنگای تیره نپوشم ، میگن اینجوری بمونه یه روز از پا میوفتم

بی تو قرص و مسکن هم منو تسکین نمیده ، از سیگار شروع شدمو رسیدم به مرز شیشه

تا کی به جای پیکرت بالشتتو بغل کنم ، دست بکشم به روی جات تو رو مجسمت کنم

قرصای اعصاب و روان ، روانمو روانی کرد ، تو زندگیت کی مثل عشقو ازت گدایی کرد

افسردگی گرفتمو عاشق زنجیری شدم ، شاید اگه ببینمت جای سلام فحشت بدم

به روی سیگار اسمتو با خون سرخک میکنم ، میسوزی با هر پوک من حال تو رو درک میکنم

دوباره سرفه افتادم سیگار اومد روی لبم ، شت میکنم رو عکس تو بد جوری تو تاب و تبم

این ضربان لعنتی نزدیک ایست قلبیه ، دل نگرون نشو گلم توهم سیگاریه

مغزم داره میترکه ، با سر به دیوار میزنم ، تک تک عکسای تو رو شبیه عقرب میبینم

شماره ی خاموشتو روزی هزار بار میگیرم 

خاطره ی دستای تو لابه لای موی سرم ، داره دیوونم میکنه موهامو از ته میزنم

دکترا گفتن که باید قرصای اعصاب بخورم ، کنار هر دوست و رفیق نسخه ای تجویز میکنن

گاهی توی توهمم پا توی خونم میذاری ، سایه ی تو دیده میشه اشک منو در میاری

میون هر غبار و دود جوون میگیره تاثیر تو ، داری میای به سمت من راه میرن عکسای تو

تو رو خدا کاری کنید رخت عروس تن نکنه ، بگین که قلب عاشقم داره ...


نوشته شده در دوشنبه 92/12/19ساعت 11:53 عصر توسط نفرت400 نظرات ( )


قالب رایگان وبلاگ پیجک دات نت